زینبزینب، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 19 روز سن داره

♥♥شاه پریون♥♥

پیشاپیش یلدا مبارک

سلام به فرشته ی نازنینم پیشاپیش یلدامبارک اینم از یه قالب یلدایی واسه دختر نانازم واقعا خوشحالم که داری دومین یلدا رو پشت سر میذاری واینو بگم که دختر کوچولوی من عاشق هندوانست  وهمچنین انار رو هم خیلی دوست داری ولییییییییییییییییییی تموم فرش هامون رو قرمز کردی چون یه جا که بند نمیشی وهمش درحال راه رفتنی امان از دست وروجک خانوم. دیشب یعنی حدود 4ساعت پیش تازه از خونه مامان جون شون اینا برگشتیم وکل روز رو خونه ی اونا بودیم وخیلی خوش گذشت آخه تولد خاله جون زهرا بود و یهو که خاله منتظر علی آقا بود که میخواستن برن خونشون علی آقا بایه کیک خوشگل وارد شد وخاله جون هم کلی سورپرایز شد ویه جشن کوچولو گرفتیم،بعد خاله جون رفتن که به پروژه...
25 آذر 1392

15ماهگیت مبارک گلم

  سلام به گل دختر عزیزم وسلام به همه ی دوستان نی نی وبلاگی دختر عزیزم از اینکه شاهد لحظه لحظه بزرگ شدنت هستم خدا رو شکر میکنم وهزاران مرتبه خدا رو شکر که نعمت بزرگ و زیبایی مثل تو رو به من عطا کرد وباز هم خدارو شکر که صحیح وسالم کنار من وبابایی هستی ویه رنگ وبوی خاصی به زندگیمون بخشیدی دختر عزیزم دیروز 1392/9/19 پانزده ماهگی رو هم پشت سر گذاشتی والان 15 ماه ویک روزه هستی ومن خیلی خوشحالم که داری کم کم خانوم میشی واسه خودت، خیلی دوست دارم وعاشقتم میبوسمت و اما مامانی واسه 15 ماهگی زینب خانومی تمام دیروز تو آشپزخونه بود واز خستگی هلاک شدم یه کیک جدید( کیک موز) درست کردم ودر کنارش پاناکتای انار که خیلی زیبا شد وهمی...
20 آذر 1392

سفربه کیش

سلام به همه دوستان عزیزم وهمچنین به دخترگلم  این چند روز که نبودیم در حال تصمیم گیری برای سفر بودیم که بالاخره همه چی دست به دست هم داد تا ما بریم مسافرت اونم کیششششششششش خلاصه جونم برات بگه که روز یکشنبه بابایی از سر کار اومد و گفت  برای دوشنبه بلیط گرفته منم که کلی خوشحال شده بودم سریع چمدون وبستم وهمه چی آماده کردم که بریم دیگه !!!!!!!!!!!!!!!! بابایی گفت ما8 نفریم منم باتعجب گفتم  کی باهامون میاد!!!!!!!1 گفت اصلا اونا برامون بلیط گرفتن که بریم گفتم کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ گفت عمه نجمه و شوهرش و برادر شوهر وپسرعموی شوهر عمه نجمه هستن منم که فقط برام مهم بود برم مسافرت تا روحیه ام باز شه،، گفتم خوبه ؟!خلاصه روز دوشنبه...
10 آذر 1392

زینب خانومی وایام عزاداری امام حسین(ع)

سلام به عزیزترین دختر دنیا انشاا... که در پناه آقا امام حسین(ع) همیشه سالم وسرحال باشی . در این ایام ما هم مثل همه ی مردم ایران در مراسم عزاداری شرکت کردیم البته بیشتر در قسمت خوردنش آخه مگه توی وروجک یجا میشینی که من برم روضه یاتکیه ای جایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خلاصه اینکه از روز تاسوعا بگم که خونه عموی بابایی ومامانی مراسم داشتن وهرسال در این روز شله میدن اونم چه شله ای اینقدر خوشمزه که انگشتات رو هم میخوری خلاصه تاعصر خونه عمو بودیم وبعد برگشتیم خونمون وبابایی هم رفت مسجد برای عزاداری اما من وتو خونه موندیم ومن از تلویزیون مراسم عزاداری رو نگاه میکردم و جالبش اینجا بود که یهویی دلم خواست یکم گریه کنم وبعد شما اومدی و گفتی مامایی مامایی باهم...
25 آبان 1392

14ماهگیت مبارک عشقم

  سلام به گل دخترم ،خوبی خانومی ؟؟؟؟؟ امروز19 آبانه و 14 ماهه شدی خیلی خوشحالم که هر روز داری خانوم تر میشه والبته فهمیده تر وکنجکاوتر؟؟؟ اینم از کیکی که واست درستیدم وعکساش ......   اینم از عکسای عشقم.....     تعجب زینب وقتی بابایی شمع رو فوت کرد اگه میتونستی حرف بزنی شاید میگفتی ای بابایی ناقلا کیک تولد منه چرا فوت کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟   اینجا داری تو خونت باخودت بازی میکنی...   اینجا هم ازم خواستی گنم رو تنت کنم بعدشم کلی ذوق کردی وبعد یه اتفاق بدی افتاد که اگه خدایی نکرده کاریت میشد هیچ وقت خودم رو نمی بخشیدم واین اتفاق...
20 آبان 1392

تولد دایی محمد رضا

سلام به دختر نازنینم امروز شنبه ۱۱ آبانه والان ساعت 2:30ظهره وشما خوابیدی ومنم اومدم تا تولد دایی جون رو برات تعریف کنم: اول از همه اینکه تولد دیروز بود یعنی جمعه وتولد ظهر برگزار شد چون شب قرار بود عموی بابایی ومامانی از سفر حج بیان  دیگه ؟؟؟؟؟؟خلاصه ساعت 10 ، سه نفری رفتیم خونه مامان جون ووقتی رسیدیم دوتا از زندایی های مامانی هم اونجا بودن وکم کم بقیه مهمونا اومدن تا ساعت 2 که ناهار خوردیم وبعد از استراحت،  ساعت 4 جشن تولد شروع شد اول کیک آوردیم که شبیه زمین فوتبال بود وبعد از فوت کردن شمع وبریدنش عکس گرفتیم وبعد هم کیک خوردیم ومیوه و البته کادو ها رو هم دادیم که همه هدیه هاشون نقدی بود.  اینم از عکسای تولد......
11 آبان 1392

عید غدیر خم مبارک

                                  نازد به خودش خدا که حيدر دارد درياي فضائلي مطهر دارد همتاي علي نخواهد آمد والله صد بار اگر کعبه ترک بردارد عيد غدير خم مبارک سلام به دختر عزیزم عیدت مبارک عشقم ، عید همه مامان وباباهای مهربون هم مبارک. دیشب اومدم برات ماوقع رو برات بنویسم ولی خسته بودم الان هم خیلی خسته ام اما گفتم دیگه دیر میشه میخوام بگم از امروز ودیروز که دوتا جشن تولد دعوت بودیم وکلی بهمون خوش گذشت اولی تولد پسرخاله مامانی محمدحسین جون بو...
3 آبان 1392