سفربه کیش
سلام به همه دوستان عزیزم وهمچنین به دخترگلم این چند روز که نبودیم در حال تصمیم گیری برای سفر بودیم که بالاخره همه چی دست به دست هم داد تا ما بریم مسافرت اونم کیششششششششش خلاصه جونم برات بگه که روز یکشنبه بابایی از سر کار اومد و گفت برای دوشنبه بلیط گرفته منم که کلی خوشحال شده بودم سریع چمدون وبستم وهمه چی آماده کردم که بریم دیگه !!!!!!!!!!!!!!!! بابایی گفت ما8 نفریم منم باتعجب گفتم کی باهامون میاد!!!!!!!1 گفت اصلا اونا برامون بلیط گرفتن که بریم گفتم کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ گفت عمه نجمه و شوهرش و برادر شوهر وپسرعموی شوهر عمه نجمه هستن منم که فقط برام مهم بود برم مسافرت تا روحیه ام باز شه،، گفتم خوبه ؟!خلاصه روز دوشنبه...
نویسنده :
سمیه
23:31











