30ماهگی واخبار این مدت
سلام به دختر نازنینم خوبی
اول از همه با تاخیر زیاد ۳۰ ماهگیت رو تبریک میگم قربونت برم عزیزم
بعد از اون که به علت خونه تکونی وکارهای زیادی که داشتم اصلا وقت نشد که برات بنویسم خلاصه از این بگم که جمعه گذشته چون هوا خوب بود پرده ها رو بردیم روی پشت بوم شستم البته بیشتر کارش رو مامان جون بنده خدا انجام داد منم که دیدم خیلی بیکارم فرش تو اشپزخونه رو هم بردم وشستم خیلی هوا خوب بود ولی نمیدونم چی شد که حال و روز من داغون شد یعنی الان که یک هفته داره میگذره هنوز بعد از سه تا پنی سیلین ویه سرم وکلی قرص وشربت هنوز گلو دردم واصلا نای بلندشدن ندارم تو این وضعیت که حالا روضه های مامان جون شروع شده ومن هنوز نرفتم واینکه سر موضوع یبوست شما رفتیم پیش دکتر جراح واون برات عکس باریم انما نوشت که من خیلی ترسیدم اما به اصرار بقیه رفتیم انجام دادیم وخداروشکر نتیجه خوب بود اما یکم انتهای رودت گشاد شده اونم به خاطر نگه داشتن دستشوییت بود که خلاصه رفتیم پیش دکتر گوارش و دوباره پودر پیدرولاکس رو تجویز کرد والبته یه شربت برا افزایش اشتها وهمین دیگه خلاصه که دوهفته پشت سرهم به دکتر بودیم وکلی استرس به من وبابایی وارد شد اما در کل سال خوبی بود و انشاالله که سال ٩۴هم یه سال خیلی خوب وپر روزی برا همه مردم ایران باشه ولی یه چیز دیگه که قسمت نشد خودم برا عید شیرینی درست کنم و ایشالا برا سال دیگه خوب من برم که حالم خوب نیست البته شما هنوز بیداری


30ماهگی واخبار این مدت
