آی دندون،دندون زینب افتاد تو قندون
سلام به دخترگلم بلاخره بعد از یک ماه اذیت شدن دوتادندون به فاصله یک روز از هم در اومد وکلی مامانی وبابایی روخوشحال کردی منم برای این زحمت پر ارزشی که شما کشیدین تصمیم گرفتم یه جشن دندونی کوچولو برای خودمون سه نفر بگیرم، خلاصه، مامانی کلی فکر تو ذهنش بود اینکه برم کیک سفارش بدم و بادکنک وریسه و... ببندم وخلاصه.. بعد از این تفکرات زیاد رفتم بیرون تا کیک شفارش بدم اما وقتی به آقای شیرینی فروش گفتم یه کیک شکل دندون میخوام البته در حد دو کیلو به من خندید وگفت خانوم کیک سفارشی باید بالای 3 کیلو باشه منم نا امیدانه رفتم بادکنک وریسه مقوا وکاغذ رنگی خریدم و بایه پودر کیک واسپری خامه وژله برا روی کیک خلاصه این طور چیزا.
دستور تهیه آش دندونی رو هم از و اینترنت یاد گرفتم و همه حبوباتش رو از قبل خیس کردم خلاصه بعداز اینکه رسیدم خونه شروع کردم اول رفتم سراغ آش و من که در طول عمرم آش نپخته بودم باکلی ترس شروع کردم بعد رفتم سراغ کیک و بعد ژله ودر آخر غذای اصلی راستی در این بین شماهم کم من رو اذیت نکردی تا تونستی غرغر کردی وبعدکه شما خوابیدی شروع کردم به ریسه درست کردن وای که دیگه از خستگی مردم بعد شما بیدار شدی دوتایمون لباس قشنگ پوشیدیم
ومنتطر بابایی شدیم خلاصه اینم از جشن دندونی حالا عکساش رو برات میذارم .






اینم از شام وآش دندونی که اصلا فکرش رو نمیکردم اینقدر خوب بشه ...........

عزیزترین امیدوارم تمام مرواریدات همین طور راحت در بیاد واذیت نشی گل قشنگم این از دست مامانی برمیومد که انجام دادم وقتی بزرگ شدی وازدواج کردی
و بچه دار شدی تو خیلی بهتر وقشنگ تر براشون برگزار کن ....


آی دندون،دندون زینب افتاد تو قندون
