زینبزینب، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 16 روز سن داره

♥♥شاه پریون♥♥

کارهنری من وزینب......

1394/5/16 0:42
نویسنده : سمیه
394 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به دخترم دلیل اینکه خیلی زود اومدم پست بذارم اینه که امروز باهم یه کار جدیدی انجام دادیم که خیلی وقت پیش قصد انجامش رو داشتم ولی تنبلی میکردم خلاصه دیروز رفتم وپودر شکر خریدم وهمون دیروز ایسینگ رو درست کردم اما بیسکویت نداشتیم وحوصله بیسکویت درست کردن هم نداشتم خلاصه وقتی شما خوابیدی با خاله الهه ایسینگ رو درست کردیم و روی قند کار کردیم که ببینیم خوب میشه یانه که به نظرم خوب شد وتصمیم گرفتم رو بیسکویت هم انجام بدم و ........

امروز بابایی بیسکویت پتی بور خرید وما هم دست بکار شدیم واین شد نتیجه کارمون:

نخندین ها خندونکخندونک این اولین کارم بود وبه نظرم خیلی خوب شده درسته نقاشیم اصلا خوب نیست ولی بازم خوب بودچشمک

این باب اسفنجی هارو یهو به ذهنم زد که بدرستم وبرای زینب کوچولوم خیلی جالب و دوست داشتنی بودمحبت

 

 

این بیسکویت رو زینب جونم بادستای کوچولوش تزیین کرده قربون دخترنازم بشممحبت

 

 

این بیسکویت روهم خودم خیلی خوشم اومد خندونکمحبت

ذوق مرگ شدم خندونک

 

خلاصه کار خیلی شیرین وجذابی بود من که خیلی دوست داشتم والبته یه کاری هست که اگه کار کنی تجربه بدست بیاری میتونی درامد داشت باشی چون الان خیلی بازارش گرمهخندونکعینک

از همینجا به افسانه جون ( مامان هیچکس) میگم که حتما بره درست کنه که کار خیلی باحالیهمحبت

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامان افسانه
25 مرداد 94 12:17
سلام سمیه جون خوبی خوشی سلامتی خوش به حالت که مرحله سختی رو که همون پوشک گیرونه رو گذروندی من تازه از دیروز شروع کردم دیروز که ضعف اعصاب گرفتم خدا به خیر کنه
سمیه
پاسخ
سلام مرسی عزیزم اره خداییش که راحت شدیم هم از نظر مالی وهم از جهات دیگه خیلی خوبه ایشالا شما هم به زودی وراحتی بتونی این مرحله رو بگذرونی ولی به نظرم صبر کن خودش بگه من اصلا اصرار نداشتم که از پوشک بگیرم ولی دخترم خودش خواست وهمکاری کردوراحت شد
افسانه مامان فاطمه
28 مرداد 94 12:21
ایییییییییییییییییییییییی واقعا خوش بحالت ما که پرروژه محکوم به شکست شد باید سه چهار ماه دیگه شروع کنم
سمیه
پاسخ
اصلا خودت رو به زمان محدود نکن بذار هر وقت خودش خواست ودیگه از پوشک خسته شد