زینبزینب، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 17 روز سن داره

♥♥شاه پریون♥♥

روز دختر و35 ماهگیت مبارک عزیزم

1394/5/25 15:38
نویسنده : سمیه
454 بازدید
اشتراک گذاری

Image result for ‫روز دختر‬‎

دختر یعنی تمام وجود مادر 

دختر یعنی هستی پدر

مخصوصا که با شیطنتاش تمام فضای خونه رو پراز عشق ومحبت وشادی 

میکنه

دخترک دوست داشتنی من 

تبریک امروز رو برات ثبت میکنم که یادت باشه که همه ی زندگی من و بابایی هستی 

 

سلام به دختر نازنینم ویه عالمه تبریک برای تو دختر عزیزتراز جانم ,فرشته کوچولوی مامان خدا رو هزاران مرتبه شکر که دختری به زیبایی ونازنینی تو به من وبابایی هدیه کرده انشاالله که همیشه صحیح وسالم باشی.

خوب امروز اول اومدم روز دختر رو تبریک بگم وبعد 35 ماهگیت واینکه روز شمار تولد 3 سالگیت به راه افتاده وخودت که از بعداز تولد ستایش مدام درحال خوندن شعر تولدی واینکه مامانی کی تولده منه ؟,کی میاد خونمون ؟چقدر مهمون داریم ؟وچقدر برام کادو میارن ؟خلاصه من وبابایی رو کچل کردیکچل

ایشالا که بتونیم برات تولد بگیریم عینک

از اخرین ماهگردت که برات کیک پختم خیلی میگذره ولی برای 35 ماهگی دخترم تصمیم گرفتم کیک درست کنم اونم یه کیک جدید (کیک شاه توت ) البته یه فکرایی برای تولدت کردم که خدا کنه بتونم عملیش کنم حالا تا اون موقع ببینم چی میشه متفکر

خوب اینم از عکس کیک وچندتا عکس دیگه که توضیحشون رو مینویسم:

 

 

این عکس برای هفته پیش هست که چون بابایی برای ماشینش باید میرفت قوچان ماهم همراهش رفتیم که تنها نباشه و یه سفر کوتاه به حساب اومد که چندتا عکس ازت گرفتم

 

 

اینجا چادر من رو پوشیدی چون صبح زود بود وهوا سرد بودمحبت

 

اینم از یه هلیم بادمجان خوشمزه باتزیین طاووسخندونک

 

 

اینم از یه ناهار خوشمزه که چون برنجش رو توقالب ریختم وخوشگل شد وخودم دوست داشتم وشماهم کلی تعریف کردی عکسش رو گذاشتمخندونک

تو بهترین مشوق من برای اشپزی هستیمحبت

 

اینم از سالادو ژله  خونه خاله الهه که برای اولین بار مهمونی داد وخیلی خوش گذشت چشمک

 

 

خوب دیگه خبر خاصی نیست  جز اینکه خیلی شیطون شدی ومن وبابایی رو کلی اذیت میکنی مخصوصا موقع غذا خوردن ,از سر وکول من وبابایی بالا میری کچلو اینکه بازی جدید اتوبوس بازی رو از ستایش یاد گرفتی وشال میپوشی ویکی از کیفای من رو برمیداری ومیری مثلا سوار اتوبوس وخیلی جالب بازی میکنی وحتی کارت میزنی عینکومن کلی ذوق میکنم ,خندونکیه چیز دیگه هم اینکه یهویی شروع میکنی برا خودت قصه میگی ,شعر میخونی و....

الان هم که من دارم مینویسم داری روی من عملیات دکتر بازی انجام میدی خخخخخخخندونک

خوب خداحافظ تا پست بعدبای بای 

پسندها (3)

نظرات (2)

آنيتا
25 مرداد 94 17:08
سلام زينب جون و مامان گلش روزت مباركه خوشگل خانوم35ماهگيت هم مباركه عزيززززم عكسات خيلى خوشگلن زينب خانوم نوش جون همه ى غذاهاى خوشمزههليم بادمجون تا حالا نخوردم خانومى ولى معلومه خيلى خوشمزس برنج رو خيلى قشنگ درآوردى سميه جون واقعا تعريف داره ميبوسمت زينب شيطون
سمیه
پاسخ
سلام مرسی عزیزم خیلی ممنون از تعریفت
مامان زهرا
25 مرداد 94 19:21
سلام عزیزم روووز دختر هم ب عسل بانو خوشگل تبریک میگم شاد و خندان باشی عزیزم
سمیه
پاسخ
سلام مرسی عزیزم