روز دختر و35 ماهگیت مبارک عزیزم
دختر یعنی تمام وجود مادر
دختر یعنی هستی پدر
مخصوصا که با شیطنتاش تمام فضای خونه رو پراز عشق ومحبت وشادی
میکنه
دخترک دوست داشتنی من
تبریک امروز رو برات ثبت میکنم که یادت باشه که همه ی زندگی من و بابایی هستی
سلام به دختر نازنینم ویه عالمه تبریک برای تو دختر عزیزتراز جانم ,فرشته کوچولوی مامان خدا رو هزاران مرتبه شکر که دختری به زیبایی ونازنینی تو به من وبابایی هدیه کرده انشاالله که همیشه صحیح وسالم باشی.
خوب امروز اول اومدم روز دختر رو تبریک بگم وبعد 35 ماهگیت واینکه روز شمار تولد 3 سالگیت به راه افتاده وخودت که از بعداز تولد ستایش مدام درحال خوندن شعر تولدی واینکه مامانی کی تولده منه ؟,کی میاد خونمون ؟چقدر مهمون داریم ؟وچقدر برام کادو میارن ؟خلاصه من وبابایی رو کچل کردی
ایشالا که بتونیم برات تولد بگیریم 
از اخرین ماهگردت که برات کیک پختم خیلی میگذره ولی برای 35 ماهگی دخترم تصمیم گرفتم کیک درست کنم اونم یه کیک جدید (کیک شاه توت ) البته یه فکرایی برای تولدت کردم که خدا کنه بتونم عملیش کنم حالا تا اون موقع ببینم چی میشه 
خوب اینم از عکس کیک وچندتا عکس دیگه که توضیحشون رو مینویسم:




این عکس برای هفته پیش هست که چون بابایی برای ماشینش باید میرفت قوچان ماهم همراهش رفتیم که تنها نباشه و یه سفر کوتاه به حساب اومد که چندتا عکس ازت گرفتم

اینجا چادر من رو پوشیدی چون صبح زود بود وهوا سرد بود


اینم از یه هلیم بادمجان خوشمزه باتزیین طاووس

اینم از یه ناهار خوشمزه که چون برنجش رو توقالب ریختم وخوشگل شد وخودم دوست داشتم وشماهم کلی تعریف کردی عکسش رو گذاشتم
تو بهترین مشوق من برای اشپزی هستی

اینم از سالادو ژله خونه خاله الهه که برای اولین بار مهمونی داد وخیلی خوش گذشت 



خوب دیگه خبر خاصی نیست جز اینکه خیلی شیطون شدی ومن وبابایی رو کلی اذیت میکنی مخصوصا موقع غذا خوردن ,از سر وکول من وبابایی بالا میری
و اینکه بازی جدید اتوبوس بازی رو از ستایش یاد گرفتی وشال میپوشی ویکی از کیفای من رو برمیداری ومیری مثلا سوار اتوبوس وخیلی جالب بازی میکنی وحتی کارت میزنی
ومن کلی ذوق میکنم ,
یه چیز دیگه هم اینکه یهویی شروع میکنی برا خودت قصه میگی ,شعر میخونی و....
الان هم که من دارم مینویسم داری روی من عملیات دکتر بازی انجام میدی خخخخخخ
خوب خداحافظ تا پست بعد


روز دختر و35 ماهگیت مبارک عزیزم 


