هشتمین ماهگرد زندگیت مبارک عزیزترینم

تولد تولد، تولد هشت ماهگیت مبارک عشقم

وارد شدن به ماه نهم یعنی بزرگ شدن و انجام کار های جدید که یه چشمه هایی رو تو ی این روزا به نمایش گذاشتی مثل :
اینکه دیگه راحت چهار دست وپا میری ومیای و البته فضولی ها منظورم کنجکاوی های بیش از اندازه و به درد سر افتادن در بعضی موارد مثلا امروز بین پشتی و گنجه گیر کرده بودی و چپ چپ به من نگا میکردی که یعنی بجای اینکه من ونجات بدی داری ذوق میکنی ومیخندی خلاصه یه دوره جدید با کارای جدید شروع شد .
خودت راحت بعد از یه کمی چهار دست وپا کردن میشینی وامروز یه کار جدید کردی که داشت از ذوق زیاد گریة ام میگرفتم ،بگم : عمه جون نجمه گفت بای بای زینب شماهم با اون دستای کوچولوتون یه حالت قشنگی رو انجام دادی که همه حالش رو بردن نمیدونی که مامان جونت اینقدر ذوق کرده بود که بیا وببین قربونت بشم مامان جون که همه عاشقتن.

اینم از عکس امروز که خیلی بامزه اون لا مونده بودی........

فعلا بای بای.


هشتمین ماهگرد زندگیت مبارک عزیزترینم
