تولدم مبارک
سلام به دختر قشنگم امروز تولد مامان سمیه بود همه بهم تبریک گفتن وخیلی جالب تر اینکه شما هم سه روز دیگه تولدتونه برا همین دو تا تولدهامون رو یه جا کردیم ویه جشن خونوادگی برا پنج شنبه ترتیب دادیم منظور از خونوادگی :
خانواده مامان جونشون +خاله الهه ومحمد آقا+خاله زهرا و علی آقا و حانیه جون
خانواده مامان جون بعدی+عمه فاطمه و آقا مصطفی و ستایش جون +عمه نجمه وآقا اسماعیل و نگین گنجشکه
بابا بزرگ من وبابایی
بابابزرگ و مامان بزرگ وخاله نرگس بابایی
مامان بزرگ مامانی
کلا سر جمع 25 نفری میشیم
حالا من رو استرس گرفته که چکار بکنم برا دخترم خوبه حالا نمیخوام عروست بکنم وگرنه که تا روز عروسیت سکته میزنم واقعاااااااا
خلاصه از قبل از ماه رمضون تو فکر یه جشن تولد خوب بودم امروز هم به اتفاق بابایی
رفتیم آتلیه عکس گرفتیم
وای وای نمیدونی که چقدر سخت بود که توجه شما رو به دوربین جلب کنیم من وبابایی کلی شکلک در آوردیم تا بالاخره همه عکساتون رو گرفتیم یه عکس سه نفره هم انداختیم حالا خدا کنه خوب شده باشه قراره تا ظهر پنج شنبه عکسا مون رو حاضر کنن که برا تولد باشه منم همش استرس دارم![]()
یه خبر دیگه اینکه دندون هفتم هم خودش رو نشون داد مبارکت باشه عزیزم ایشالا همیشه خوب وسلامت باشی فعلا بای بای


تولدم مبارک
