بای بای پستونک!!!!!!!!!!
بای بای
سلام به گل دختر عزیزم
امروز دو روزه که پستونک رو ترک کردی 
![]()
بگو حالا هرکی ندونه میگه زینب خدایی نکرده بوووووووووووووووووووووووووق بوده.
به هرحال بعد از یک سال و 12 روز در تاریخ 31 شهریور 92 پستونک به طور کل از زندگی زینب خانوم پاک شد و برای این کار باید یه تبریک درست وحسابی به گلکم بگم آخه خیلی کار بزرگی انجام داده وبدون هیچ اذیت و غرغری پستونک رو فراموش کرد واقعا عجب دختر خوب ونازنینی دارم تو همه کاراش من رو شگفت زده میکنه انشاا... تا دو سالگی که باید از شیر و البته از جیش بگیرمش همین قدر همکاری داشته باشه میبوسمت عزیزم البته این رو هم بگم که دخترم فهمیده ، خانوم شده و نباید پستونک بخوره.
اما از این روزها بگم که به خاطراومدن بعضی از اقوام یزدی (مامان بزرگ ستایش جون) همش مهمونی دعوتیم و هر شب میریم یه جا مهمونی واین از یه نظر خیلی خوبه چون مامانی همش فکر نمیکنه شب چی درست کنم ،ظهر چی درست کنم و از یه نظر هم کنترل کردن شما تو مهمونی خیلی خیلی سخته آخه هرچی رو از جلو دستتون برمیداریم میری سراغ یه چیز دیگه ولی در کل خوش میگذره امروز هم از صبح رفتیم خونه مامانیشون و عصری با مامان جون رفتیم بازار ویه کلاه خوشگل واسه شما ویه سری چیز دیگه واسه مامانی وبابایی خریدیم وشب هم که خونه دایی بابایی دعوت بودیم الان هم میخوام برم بخوابم که خیلی خسته شدم و خوابم میاد فعلا بای بای عشقققققققققققققم.


بای بای پستونک!!!!!!!!!!
